اولياء الله آملى
مقدمه 10
تاريخ رويان ( فارسى )
چالوس ، رويان و كلار برمىخوريم . « 1 » اصطخرى در كتاب مسالك الممالك خود ، مؤلف ميان سالهاى 318 - 322 قمرى ، كوههاى روينج ( - رويان ) و كوههاى پادوسپان و قارن و گرگان را جزء ديلمان به شمار آورده است و چنين مىنويسد : اين كوهها هر كدام سلطانى جداگانه دارد . درخت و آب اين كوهها فراوان است . « 2 » در اين زمان سلاطين كوههاى روينج ( - رويان ) از ميان رفتهاند و آنچه از خاك رويان متصل به رى بود ، جزء خاك رى و آنچه متصل به طبرستان است ، جزء خاك طبرستان شده است . « 3 » در ترجمهء پارسى همين كتاب ، باز نامى از ناتل و چالوس و كلار و رويان به ميان آمده و آنها را جزء خاك طبرستان دانسته است . « 4 » ابن حوقل در كتاب صورة الارض خود كه در حدود سال 367 قمرى تأليف كرده است ، بىكم و كاست مطالب و عبارات اصطخرى را رونويس كرده و چيزى بدانها نيفزوده است . در كتاب حدود العالم من المشرق الى المغرب كه به سال 372 قمرى تأليف شده است ، حاشيهء درياى خزر ، يعنى گيلان و مازندران و گرگان ، به نام ديلمان خوانده شده است . ديلمان در اين تاريخ به چهار بخش جداگانهء گرگان و طبرستان و ديلمان خاصه و گيلان تقسيم مىشد . ناحيهء كومش با شهرهاى دامغان و بسطام و سمنان و ناحيهء دماوند با شهرهاى ويمه و شلنبه جزء ديلمان به شمار بود . خاك طبرستان ، از شرق به تميشه و از غرب به چالوس مىرسيد . قسمتى از خاك طبرستان سلطانى جداگانه به نام « استندار » داشت و شهرهاى ناتل و چالوس و روذان ( - رويان ) و كلار جزء اين قسمت
--> ( 1 ) - اعلاق النفيسهء ابن رسته ص 150 . ( 2 ) - مسالك الممالك اصطخرى ص 204 و 205 . ( 3 ) - مسالك الممالك اصطخرى ص 206 . ( 4 ) - ترجمهء فارسى مسالك الممالك ص 169 و 170 .